ميرزا محمد حيدر دوغلات

444

تاريخ رشيدى ( فارسي )

نظم : همه با دل شير و نيروى ببر * ز نوك سنانشان خراشيده ابر هم شيردل ، كينه كش رزم ساز * سترگ جهان سوز و دشمن گداز بر صف دشمن تاخت‌ها كردند و شمشيرها رسانيدند و از هر جانب كرّ و فرّى مىبود و ظفر و هزيمت دست در گردن يك ديگر داشتند . مخالف رو به باز شيرك 412 شده « 1 » همه از قلعه برآمده ، پياده و سوار خود را استوار كرده به جنگ مشغول شدند از آن 413 وقت كه هنوز شهنشاه چار بالش طارم زراندود پاى نصفت به نصف النهار بر پايه تخت خط استوا نهاده بود تا آن زمان كه از كمال استوا گذشت و به زوال انطفا نشست ، جنگ قايم بود . بعضى از امرا كه رفته بودند « 2 » كس فرستادند به پايه خلافت مصير « 3 » عرضه داشتند كه از جاىهاى مخاوف برآمده و به زمين هموار درآمده ، 414 اگر رايات نصرت آيات برسد بر زمين هموار مىگردد و بغايت قابر 415 برآمده است . پيش از آنكه آفتاب چون دولت مخالف غروب نمايد برسند البته نيز اعظم فتح طلوع نمايد « 4 » و الّا چون تاريك شود در قلعه درآيند ، ديگر هرگز همچنين نه برآيند . چون خبر به خان رسيد كه ، نظم : چو از دشمنان آگهى يافت شاه * گرائيد رايش به ضبط سپاه بياراست لشكر به آيين و ساز * همه جنگ جويان دشمن گداز روان شد پياپى سپه ، فوج فوج * چو بحرى كه جوشان برآيد به موج « 5 » ( 203 پ ) خان لشكر را بر آن نسق كه مذكور شده است ترتيب داده روان شد . چون راه شكست و ريخت بسيار داشت انتظام صف يسال 416 از اين جهت منتظم نمىشد . امراء جونغار 417 را يارليغ شد كه پيش روند و غول 418 متعاقب بيايد و امراى برنغار 419 خود اكثر ، صباح پيش رفته بودند . چون نزديك رسيدند خان فرمود كه يسال آهسته مىآمده باشد . من پيش روم احوال معلوم كنم . خان وقتى رسيد كه جونغار رسيده بود و مردمى كه

--> ( 1 ) . نگ : آورد . ( 2 ) . نگ : مشغول شدند جنگ تا نيمروز ادامه داشت . بعضى از امرا كه رفته بودند . ( 3 ) . نگ : - به پايه خلافت مصير . ( 4 ) . نگ : - و بغايت قابر . . . نمايد . ( 5 ) . نگ : - نظم چو از دشمنان . . . موج .